ديديم در غدير كه دنيا به جز علي/ آيينهاي براي پيامبر نداشته است

مولاي ما نمونه ديگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فكر ميكنم
اين خانه بيدليل ترك بر نداشته است
ديديم در غدير كه دنيا به جز علي
آيينهاي براي پيامبر نداشته است
سوگند ميخوريم كه نبي شهر علم بود
شهري كه جز علي در ديگر نداشته است
طوري ز چارچوب در قلعه كنده است
انگار قلعه هيچ زمان در نداشته است
يا غير لافتي صفتي در خورش نبود
يا جبرئيل واژه بهتر نداشته است
چون روز روشن است كه در جهل گم شده است
هر كس كه ختم ناد علي بر نداشته است
اين شعر استعاره ندارد براي او
تقصير من كه نيست برابر نداشته است
حميدرضا برقعی
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۸۹ ساعت 1:47 توسط ali
|